

برچسب:
نویسنده: علی زارعی
تــو حتــي نبـودنـت
از بـــودن هـمــه قـشـنگـتــره!
برچسب:
نویسنده: علی زارعی
یک لحظه و یک ساعت دست از تو نمیدارم
زیرا که تویی کارم زیرا که تویی بارم
از قند تو می نوشم با پند تو می کوشم
من صید جگرخسته تو شیر جگرخوارم
جان من و جان تو گویی که یکی بودهست
سوگند بدین یک جان ک
برچسب:
نویسنده: علی زارعی
از تفأل های حافظ خستهام ای شهریار
"آمدی جانم به قربانت"، نمی آید چرا؟!
امین شاهسواری
برچسب:
نویسنده: علی زارعی
فیزیـــــک بــعـــدها ثـــابـــت مـــیکـــنــد
در روزهــــای بــــــارانـــی
جــــای خـــالــی آدم هــــا
“بــــــــــــــزرگتر” مـــی شود…
برچسب:
نویسنده: علی زارعی
يكي زيـر
يكـي رو
دستهايمان
زيبـاتريـن
بافتنـي
دنيـاســت...
برچسب:
نویسنده: علی زارعی


تنها تو که باشی کنار من دلم قرص است
اصلاً تمــام قرص ها جز تــــو ضـــــرر دارند
آرامش آغوش تو از چشم من انداخت
امنیتی کــــه بیمه های معتبـــر دارند
اميد صباغ نو
برچسب:
نویسنده: علی زارعی
برچسب:
نویسنده: علی زارعی


تنهايي يك احساس است؛
دچارش كه باشي...
تحت الشعاع نگاه ديگران قرار نمي گيري... .
سپهر عسگري
برچسب:
نویسنده: علی زارعی
برچسب:
نویسنده: علی زارعی
وقتي هيشكي نيست كه حتي از نگاش آروم بشي
دلت تنهات رام نميشه اين تويي كه رامشي
واي از اين حال كه دلت رو پاي اعدام ميكشي
بال پرواز دلت با پتك عقلت ميشكنه
دل بي دل بي صدا تو مقتلش جون ميكنه
روزي چند ب
برچسب:
نویسنده: علی زارعی
برچسب:
نویسنده: علی زارعی
روزي مي رسد كه خواهي فهميد؛
يك زن هرچه قدر هم عاشق باشد؛
هرچه قدر هم ديوانه ؛
هرچه قدر هم خود آزار…
سردي كه ببيند؛
هرچه قدر هم بي مقصد باشد،
هرچه قدر هم بي خانه ،
پاي رفتن ,ش فلج نمي شود
مي رود…
برچسب:
نویسنده: علی زارعی
دل پيش كسي باشد و وصلش نتواني …
لعنت به من و زندگي و عشـــق و جــواني
برچسب:
نویسنده: علی زارعی
كاش مثل گشت ارشاد گشت شادي , هم داشتيم
هركي كه شاد نبود مي بردن، ميپرسيدن:
مشكلت چيه كه شاد نيستي؟؟
بگو ما حلش كنيم …!!
برچسب:
نویسنده: علی زارعی